«علم برداشته می شود ، نادانی فراگیر می شود ، زنا و مشروب خواری شایع می گردد ، شمارمردها اندک می شود ، تا جایی که گاهی میان پنجاه زن یک مرد یافت می شود .»
نهج الفصاحه ، ج 1 ، ص 184
« هنگامی که تکبر و خود پرستی در اعماق دل ها نفوذ کرد ، آن سان که سمومات در بدن ها نفوذ می کنند ، گناه علنی شد و محرمات الهی سبک شمرده شد . »
بحارالانوار ، ج 52 ، ص 259


در پی تهیهی گزارشی در سطح شهر تهران بود که ناگهان از مقابل این قصر عبور کرده و چشمانش خیره میماند. ما بقیهی ماجرا را به نقل از خودش بخوانیم:
محل سکونت من نیز در شمال شهر تهران است. البته نه در محلههای گران نیاوران، دزاشیب یا فرمانیه، بلکه در بلندیهای اطراف «امامزاده قاسم – ع». کوچههای باریک، آپارتمانهای بلند با زیربنایی اندک و برخوردار از دهها واحد غیر مسکونی و پر مخاطره برای سکونت ما.
همینطور عرقریزان به پیادهروها نگاه میکردم که ناگهان زیبایی یک پیادهروی اختصاصی نظرم را به خود جلب کرد. اما سرم را که بالا کردم، بهتزده شدم. البته نه فقط به خاطر دیدن یک قصر زیبا، بلکه به خاطر دیدن دو طاووس زنده که مانند دو مجسمه یا بهتر بگویم دو سرباز زنده در دو طرف سر در این قصر ایستاده بودند.
رجا نیوز
ادامه مطلب


.jpg)

کسی که ماه شب تار بی قراران شد انیس جان و شفابخش قلب یاران شد
نفوذ چشم و پیامش به جان اثر می کرد همان که دلبر و دلدار رهسپاران شد
نه قلب پیر و جوان پر شد از محبت او صمیم قلب مصفای نو نهالان شد
به سردی دی و بهمن که ناله یخ میزد صفای آمدنش گرمی بهـاران شد
وجود مردم ایران ز دوریش غمناک حبیب اهل دل و پیر این جماران شد
در آن زمان که ستم پرده سیاهی بود امید بخش قلوب امید واران شد
چنان که روز ورودش بهشت زهرا رفت گل همیشه بهاری به لاله زاران شد
خوشا صفای زمانی که ماه بهمن بود تو آمدی و دل انقلاب خندان شد
«حمید» اگر چه نبودی به دیدنت لایق
ولی به غمزه چشمت ز جان نثاران شد
شعر : حمیدرضا فاطمی

رجا نیوز
مقاله ی حاضر در تلاش است تا به صورت بسیار کوتاه و مختصر، برخی از شواهد ارتباط « یوگا » با « فراماسونری جهانی » را یادآوری نماید و بر نقش « تشکیلات شیطانی فراماسونری » در اشاعه ی ورزش های تئوسوفیکال همچون « یوگا » در سراسر دنیا تأکید ورزد.
برگرفته از سایت : وعده صادق www.alvadossadegh.com

ادامه مطلب
به پایت ریختم اندوه یك دریا زلالی را
بلور اشكها در كاسه ماه هلالی را
چمن آیینهبندان میشود صبحی كه بازآیی
به وقتش فرش راهت میكنم گلهای قالی را
نگاهت شمع آجین قبله جان غزالان است
غمت عین القضاتی میكند عقل غزالی را
چه جامی میدهی تنهایی ما را جلالالدین!
بخوان و جلوهای بخشای این روح جلالی را
شهید یوسفستان توام زلفی پریشان كن
بخشكان با گل لبخندهایت خشكسالی را
سحر از یاس شد لبریز دلهای جنوبیمان
نسیم نرگست پر كرد ایوان شمالی را
افقهایی كه خونرنگاند، عصر جمعه مایند
تماشا میكنم با یاد تو هر قاب خالی را
كدامین شانه را سر میگذارم وقت جان دادن
كدام آیینه پایانیست این آشفته حالی را
تو ناگاهان میآیی مثل این ناگاه بیفرصت
پذیرا باش از این دلتنگ، شعری ارتجالی را
علیرضا قزوه
دین از تو پدیدار شده حضرت صادق
شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق
دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است
از توست، گوهر بار شده حضرت صادق

|
| ||||||||||||||||||||||
|
ادامه مطلب
بسم ا...

تبلیغات 
